و يا اين تغيير محل زندگي يا اصلا"خود زندگي قريب الوقوعه .....تا يه سال پيش كه اصلا"همچين روزي رو تصور نميكردي ..... تا دو ماه پيش همچين روزي رو تو خوابم نميديدي ...تا همين هفته پيش هم در ناباوري كامل به سر ميبردي .... الانم كلا" 4 روز وقت داري ..........
مامان اصرار داره كه چمدونت رو همين امشب ببندي !!! يه جهيزييه اساسي برات رديف كرده .... كلي هم بابا اين هفته پياده شده .... خيلي وقت بود اين همه چيز ميز نخريده بودي قيمت ها يه كم ببرات عجيب بود
ناخنگير 4 تومن .... موچين نيوا 6 تومن ...برس سشوآر 15 تومن !!!!!!!! برو تا تهش !!!!!
راستي يه سوالي كه مدت هاست ذهن منو به خودش مشغول كرده .. لوازم آرايش بورژويس با بورژوا فرق ميكنه ؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه من همش بورژويس ميخرم !!!!!!
الان كه داري اينا رو با احساس !!! تايپ ميكني مامان ور دستت نشسته و لباساي زمستوني رو در آورده پهن كرده رو تختت و نميذاره كه همين دو خطم بنويسي .......
يه جوريم !!!!
نميدونم ناراحتم يا خوشحال ....... بازم نشد ..... بازم نشد با هم باشيم ....فكر ميكردم اگه منم برم ديگه تمومه !
تا امروز مامان و بابا رو دارم بي احسان و ارمغان و پارسا .... از فرداها مامان و بابا رو ندارم با احسان و ارمغان و پارسا !!!!!
من وارد يه دنياي جديد ميشم در حالي كه دارم مامانم و اينجا ميذارم تنها تر از هميشه ......
دلم شور ميزنه .... اگه بازم مثل 10 سال پيشش بشه ؟؟؟؟اگه فشارش بالا بره ؟؟؟؟ اگه يه موقع مريض بشه ؟؟؟؟
نه مادر و پدري اينجا داره نه خواهر و برادري ! نه بچه اي . ميمونه بابام كه اونم صبح تا شب نيست !!!!!!!!
تمام دوستاس خانوادگيمونم تا بچه هاشون بزرگ شدن يا دانشگاه تهران قبول شدن رفتن ....
بابا خوشحاله .... ذوق ميكنه كه منم دارم ميرم .... ولي .....
............خواهش ميكنم بيا ..... بيا پيشمون بذار تموم بشه .....
