تبليغاتX
اسکولیوز من!

اسکولیوز من!

THIS IS MY SCOLIOSIS

 

بعد  ظهر کلاس  ماندگار دارم  از سه روز قبل  600 عدد تست ناقابل رو شروع کرده بودم ساعت 10 صبحه   240 تا مونده ..

زنگ ادبیاته  ....
معلم به شدت داره قصه سودابه و سیاوش رو تشریح میکنه !!!!
گاج سبز محوری زیر دستمون . سرا رو کتاب سفید وزارتی خم  و خودکاری متحرک   که مثلا" داریم مینویسیم.
ام پی تری الهام دست منه .....
دونه دونه  ترکا رو از زیر مقنعه و یقه مانتو اون قدیم ندیما بند بریس میزنم بره جلو
متالیکا اون اسنس 
زورکی  پلیشون میکنم یه چیزی وز وز کنه
نخیر نمیشه  صدای  علایی بخش در حالی که با نهایت نیرو و انرژی داره  دلیل حسن تعلیل یه بیت و توضیح میده  تا مرکز پسرا هم میره

سرمو بر میگردونم
از یه ور الناز داره به شدت حرص میخوره  و چش غره میره  چون فقط 200 تا تست زده... 
اون ور ته کلاس الهام خانوم داره با سلکشن من حال میکنه و به شدن تست فیزیک پایه میزنه ....
منم ظاهرا" چاره ای ندارم  با وجود  احساس بسیار خوشایندی!!!! که نسبت به متالیکا دارم وولومشو میبرم تا ته  ..  صندلی کناریو که چپ دسته  میکشم کنار صندلیم و دو تایکی میکنم ....
 در کمال ریلکسی 
جهار زانو میشینم 
و به تیریپ خرخونی میپردازم ...
.......
ساعت ده دقیقه به دو   
به شدت دارم   تست میزنم  ولی این دفعه با سلکشن خودم
آخیش  .....
تیریپ درس خونی فقط به  ابی و اندی و داریوش و گوگوش عهد بوق میاد
خلاصه یه چیزی که  تو کلاس قر کمر آدمو زیاد نکنه ...
زنگ میخوره    دارم از سردرد و گوش درد میمیرم ....
به درک  عمرا" بمیرم بپوسم باید تا خونه این 25 تا رو بزنم  تو اتوبوس       ...  ۲۰ تا میزنم.........میرم خونه   ...دارم میمیرم ...نخیر امکان نداره      ۵ تا رو میزنم!!!

تموم شددددددددددددددددددددد


  7  کلاس دارم تا  یه ربع به 7 میخوابم
چه حالی میده معلم آدم  همسایه آدم باشه !!!!!

.................................................................................................

 

زنگ آقا ماندگاره      

شیرین اون جلو داره  منو جلوی  ماندگار ضایع میکنه !!!

صبر کن بچه ! حالتو میگیرم ...

ماندگار  نقد و بررسی "بهرام و پویا" رو شروع میکنه ...یکی از زیر میز خانواده سبز در میاره  ....

کلاس منفجر میشه   .....     در حالی که  به شدت داریم  ماندگار رو در تشریح بهرام   همراهی میکنیم

یه دختر و پسر پلی تکنیکی میان تو کلاس   ....

 و ما هم چون ندید بدیدان  . با چشمان در آمده  در حالی که داشتیم از فضولی میمردیم  که کجایین و چه رشته ای میخونن   پرسشنامه هاشونو جواب میدیم ...

یه سری پرسشنامه  برای  اینکه  ببینن مثلا"  بچه های سمپاد به کدوم  دانشگا ها گرایش دارن ....

  بدبختا رو ضایع کردیم   و در حالی  دورو بر  شریف ها قلب میکشیدیم   ماندگار خاطر نشان میکنه   "  شریف خوبه ولی از قلب دورو برش خبری نیستا!!!!!"        و ما  گفتیم در هر شرایطی    کار خودمونو میکنیم     حالا میبینی !!!!!!!!!!

    

یه  برگه بود آرم همه ی دانشگاه های  مادر  که گفته بودن بگین کدوم  دانشگاه  ها هستن ...

 

یه  برگه هم  بود    در مورد اینکه  تو کدوم رشته  ها کدوم دانشگا ها قوی ترن   ...و اینکه اسم هر دانشگاهی شما رو یاد چی میندازه  و از این چرت و پرتا ......

ولی خداییش پسره  خوشتیپ بود .... تهش نتونستیم بیوگرافیشونو در بیاریم .......

آخیش . ما از تجربیا و پسرا کمتریم ؟؟؟؟؟   اونا  ظاهرا" دارن هفته آخر و دودر میکنن    .... ما هم  تا اینجا که   مدیره ی جدید رو حریف بودیم   ....از این به بعد هم به سیاست   پیش ریاضیمون ادامه میدیم ....

 پیش به سوی  عروسی دختر خاله ..................... آخیش    ...................یه رقص   درست حسابی بدون دغدغه ی   درجه  ی اسی جون !!!!!!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 22:8  توسط آیدا  |