تبليغاتX
اسکولیوز من!

اسکولیوز من!

THIS IS MY SCOLIOSIS

سال 1978 است سال اول دانشکده را میگذرانم .دوران دیسکو و فیلم های راکی است .در براندیس در کلاس جامعه شناسی غیر متعارفی نشسته ایم
موری به آن نام" فرایند گروهی" داده است.هر هفته درباره طرز تبادل های دانشجویان با یکدیگر بحث میکنیم این که چگونه در برابر خشم حسادت و توجه واکنش نشان میدهند

 

موش های آزمایشگاهی از جنس انسان هستیم اغلب اوقات کسی در جمع حاضران در کلاس به گریه میفتد..
من اسمش را درس نازک نارنجی گذاشته ام .موری میگوید باید با ذهن بازتری به مسئله نگاه کنم
در این روز موری میگوید برای ما تمرینی ارد. از ما میخواهد پشت به هم بایستیم و بعد آن قدر به عقب متمایل شویم که اگر دانشجوی پشت سری ما رانگیرد به زمین بیفتیم .برای اغلبمان کار دشواری است نمیتوانیم بیش از چند اینچ خودمان را به عقب متمایل کنیم .

از روی خجالت میخندیم.
سرانجام یکی از دانشجویان دختری لاغر اندام با موهای سیاه که پلیور سفید رنگ ماهیگیران را به تن دارد دست هایش را رویسینه میگذارد و چشمانش را میبندد و بدون ترس و لرز به عقب متمایل میشود

برای لحظه ای یقین میکنم که به زمین در میغلتد. اما این اتفاق نمییفتد. دانشجویی که پشت
سرش ایستاده او را میگیرد .
"آفرین ! افرین"
بعضی ها دست میزنند
موری سرانجام لبخند میزند
به دختر میگوید:" میبینی! چشمانت را بستی .تفاوتش در این بود گاه آنچه را میبینی باور نمیکنی مجبوری انچه را احساس میکنی باور کنی و اگر هم قرار باشد کاری کنی که دیگران به تو اعتماد کنند
باید احساس کنی که تو هم میتوانی به انها اعتماد کنی. حتی وقتی در تاریکی هستی! حتی وقتی داری سقوط میکنی. "

خیلی این کتاب و دوست دارم ......

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 10:34  توسط آیدا  | 

سلامی دوباره................................

دلم واسه همتون تنگ شده . به همتون عادت کرده ام

تقصیر خودمه .واقعا" ببخشید در حد مرگ درس دارم واقعا" وقت سر خاروندن ندارم..........

فعلا" که اوضاع خوبه نمره هامم پیشرفت محسوسی داشته ......دارم سعی میکنم به حالت(خرخونی) اولم برگردم که این خودش ملزم تلاشه مضاعفه!!!!

ازآخرین ویزیتم انگار زندگیم زمین تا آسمون تغییر کرده هیچ وقت فکر نمیکردم به یه همچین ارامشی برسم با وجود اینکه هنوز خوب نشدم ولی همون استراحت دوساعته (از سرمم زیاد بود) خیلی کارامو راه انداخته!!!!!!

فکر میکنم گذشت زمان داره خودش همه چی رو درست میکنه و این عالیه!!!!!!

امروز به طور اتفاقی از طریق میل یکی از دوستان متوجه شدم که وبسایت رسمی دکتر گنجویان بلاخره راه اندازی شده

هیچ وقت اون روزی که برای اولین بار کلمه ی اسکولیوز رو تو گوگل فارسی سرچ میکردم یادم نمیره

تنها یه اشاره ی کوچیک به معاف شدن پسرا از سربازی بالای ۳۰ درجه شده بود!!!!

اون موقع هیچ وقت فکرشم نمیکردم که روزی بیاد که از سایتی بازدید کنم که بتونم جواب همه سوالامو بگیرم .........

واقعا" خوشحالم و به نوبه ی خودم از آقای دکتر و دوستانی که این وبسایت رو طراحی کردن تشکر کنم و بگم این کمک بزرگی بود به جامعه ی منحرفان !(ستون فقراتی!!!!!!)

و امیدوارم بحث گاه هاش هم زودتر راه اندازی بشه خیلی جذاب میشه!!!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 21:58  توسط آیدا  |