تبليغاتX
اسکولیوز من!

اسکولیوز من!

THIS IS MY SCOLIOSIS

سلام
گفتم تا هنوز وقت دارم یه پست دیگه بذارم که  دیگه خودتون میدونین چه خبره
روز های مزخرفی در پیش روست
بهترین هفته ی زندگیم بود
آخرین کلاس جغرافیا و آمار در تمام عمرم که احساس لذت بخش رهایی از دست این  دوکلاس که یه جورایی آدم و یاد دیازپام میندازه باعث شد همگی خودمون و یه ساندویچ آیدا مهمون کنیم البته بهتره از گفتن این تیکه ی( دیر رسیدن آژانس و آوردن ساندویچ ها داخل کلاس ریاضی و فرا گرفتن  بوی کالباس در کل کلاس و بعد نخود نخود هر که رود خانه ی خود  در اتاق خود بنشست و ساندویچ را بخورد ) صرف نظر کنم
در این مدت که مدرسه رو هوا بود علاوه بر  لغو تمامی اردوها بازدیدها از جمله نمایشگاه کتاب  به آن دلیل که مجوز نداریم  نمایشگاه دست ساخته های سمپاد که خودمون توش غرفه داشتیم و سینما
و جنجال های قابل پیش بینی بعد از اون از جمله نصب اعلامیه هایی در کلیه ی تابلو های اعلانات که چرا پسرا رو سه بار بردید نمایشگاه   سر هیچ کدوم کوه ریزش نکرد   بهمن نیومد
احیانا اتوبوس هم آتیش نگرفت و همراهی دبیران مرد مربوطه که خیلی هوای ما رو دارن که البته هیچ فایده ای هم نداشت
وهمراه با جیغ های بنفش مدیره ی محترمه  و تهادید  کم کردن 5 نمره انضباط که باعث فروکش شدن جنجالات شد
هنوز یه روز از آتش بس نگذشته بود که با خبر فجیع بیسابقه در تاریخ و جغرافیا  یعنی هماهنگ شدن  کشوری امتحان ریاضی دوم ریاضیا به میزبانی علامه حلی تهران مواجه شدیم
که همراه با منابعی شامل یک کتاب 500 صفحه ای  دو دفتر 200 برگ جزوه های تکمیلی شامل قریب به 500 تا سوال تشریحی مفتضح و اون گوشه موشه ها شاید کتاب درسی وزارتی
و صلاح دیدن مدیره ی محترمه برای کافی بودن 3 روز ناقابل فرجه  و باز روز از نو و روزی از نو که از طریق آنتن هایی از مدرسه ی پسرا متوجه شدیم که اونا 5 روز وقت دارن و دوم  تجربی های مدرسه ی خودمون  هم همچنین و دوباره سرکوب اعتراضات  به این دلیل که هوا گرم است  بازدهی کم است شاید هم دفاع در برابر حقوق زنان
و رویای شیرین شهریور در خواب
خوشحالم  که داره تموم میشه   بماند که تابستون دوباره شروع میشه

البته کامنتا رو میخونما!!!!!!!!

   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 17:29  توسط آیدا  | 

لابد کارتون یا فیلم گوژپشت نوتردام را دیده اید و با شخصیت کازیمودو، مرد زشت و گوژپشت که قلبی از طلا داشت و بسیار مهربان بود آشنا هستید. نمی خواهم در مورد این فیلم صحبت کنم اما از خودتان هیچ پرسیده اید که چطور می شود که یک نفر گوژ (قوز) در پشتش ایجاد می شود.

در بسیاری از موارد، افراد قوز از زمان تولد و در تمام دوران کودکی سالم هستند اما متاسفانه در دوران نوجوانی این عارضه شروع به ایجاد شدن می کند . معمولا والدین و حتی خود فرد متوجه ایجاد قوز در پشت (با نام عملی کایفوزیس) نمی شوند
گاهی این مشکل با ورزش کردن و اصلاح وضعیت ایستادن و نشستن در مواردی که مشکل شدید نباشد قابل رفع است اما در پاره ای از موارد که خیلی وضعیت شدید است و حتی باعث ایجاد درد در پشت بیمار می شود با نظر پزشک ممکن است فرد مجبور باشد تا عمل جراحی انجام دهد یا اینکه از وسیله ای به نام بریس میلواکی برای اصلاح و بهبود وضعیت خود تا پایان سن بلوغ و یا یکی دو سال بعد از آن (بنا به نظر و صلاح دید پزشک) استفاده نماید.
بسیاری از موارد روش غیر جراحی (استفاده از بریس میلواکی) خوب جواب می دهد. اما قدر تحمل پوشیدن آن برای نوجوانان مشکل است که البته با حمایت خانواده و کمک اطرافیان فرد با این وضعیت زود کنار می آید.

تشخیص آن به این صورت است که اگر فرد به سمت جلو خم شد و قوس پشتی آن در نقطه ای مشخص و قله دار بود احتمالا فرد دارای یک کایفوز است که باید هر چه سریع تر (قبل از رسیدن به سن بلوغ) درمان آن آغاز شود در غیر اینصورت ممکن است تنها راه درمان عمل جراحی باشد.
برگرفته از وبلاگ "مشکلات استخوان و مفاصل-درمان و پیشگیری"
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 22:10  توسط آیدا  | 

ای  گند بزنه این هوای شما ل و که هر چی برنامه ریزی داری میریزه به هم
فقط شانس آورردیم سیل نیومد
هنوز با شال و کلاه میریم مدرسه
بعد کلی دوندگی و خواهش و التماس برای اردوی رامسر  خلاصه قرار شد بریم اونجا ویه شب بمونیم تو اردوگاهش بخوابیم منم با این خیال باطل که اونجا تخت داره و فوقش آدم 4 تا ملافه میبره و بارو بندیل آدم یه ساک بیشتر نمیشه رفتم اسم نوشتم چشمتون روز بد نبینه یه روز مونده به اردو مدیره ی محترمه خبر دادن که 400 هزار تومن پولمون بالا کشیده شده  یه لیوان آبم روش اصلا اسممون تو لیست اردوگاه نیست 
 مسئولای مدرسه هم که نمیتونستن  با ما در بیفتن یه جور قضیه رو ماست مالی کردن گفتن با مرکز شهید بهشتی تنکابن هماهنگ کردن که شب و تو نمازخونه ی اونجا بمونیم
منو میبینی  چنان دماغم سوخت که  هنوزم از یاد آوری قیافه خودم در اون لحظه خندم میگیره
مامانم اینا که دیگه هیچی  چه جوری میخوای اونجا روی فرش بخوابی کجا ورزش کنی
از اونجا برگردی باید با کله بری تو لباسشویی اصلا ولش کن هفته بعد آزمون داری بشین خونه درس بخونو.......
حتی خودمم شک داشتم عید که رفته بودیم مسافرت با وجود اینکه اختیارمون دست خودمون بود  ماشین راحت بود   توی هتل  هر شب ورزش میکرم  بازم خیلی درد داشتم و بریس خیلی اذیتم کرد
به لطف دوستان که  تلاش 12 ساعته شون  جواب داد و مخ مامان و من رو زدن
و بنا بر این شد که من برم
تو راه  درمحل اردو های همیشگی از ابتدایی تا به حال یعنی پارک جنگلی نور و تله کابین چالوس توقف داشتیم .نمک آبرود از  4 سال پیش که رفتیم خیلی تغییر کرده بود  قبلا  کابینای 4 نغره قرمز رنگ بود که حتی مردم تو جاده هم میتونستن اونا رو ببینن ولی الان کابینای توسی خوشگل شیش نفره ساخت اتریش بود.  اون بالا هم جاش عوض شده بود هوا مه داشت  ولی واقعا  چایی داغ تو اون هوا خیلی چسبید البته من به دلیل پاستوریزه بودن لب به آش رشته ای که همه خوردن نزدم ولی واقعا دلم میخواست بخورم

 دقیقا یادم میاد چند سال پیش که با بچه ها رفته بودیم وسط راه برق رفت   وایییییییییی یادم نمیره قبض روح شدیم 20 دقیقه بین زمین و هوا معلق داشتیم تاب میخوردیم  نه راه پس داشتیم نه راه پیش
بعد از نهار راه افتادیم من عاشق راه سیسنگا ن تا رامسرم  البته تو روزای آفتابی
ولی خوب این دفعه که بارون بود همیشه وقتی هوا آفتابیه یه ورت دریاست یه ورت جنگل  بعد واقعا دیدنی میشه رسیدیم به مدرسه تازه تاسیس بود به خاطر همین تمام فرش هاش تمیز بود  من که در حال مرگ بودم 6 ساعت بریسمو باز کردم   همه بچه ها که فکر میکردن من چه مشکل عظیمی دارم که بریس میبندم  هیچ گونه مشکل ظاهری در من احساس نکردن انگار که من باید  از کمرم شاخ زده باشه بیرون
به لطف بچه های سوم نمایش مجلس عروسی با تمامی امکانات موجود داشتیم
البته  مجوز رقص نداشتیم  ولی لوازم لهو و لهب براه  بود
من به اصطلاح در حال ورزش بودم که یه هو آهنگ مورد علاقه من رسید هنوز هیچ کاری نکرده بودم که دیدم همه بچه ها دارن منو نگاه میکنن  
برگشتم پشت سرم بگو کیو دیدم خانوم مدیر با لبخندی ملیح : آیدا جان اینام جزو  ورزشت محسوب میشه ؟؟؟!!!!!!!
هنوز جملش تموم نشده بود که سالن ترکید  میگن آدم در یه لحظه فیلم میشه
شب بر خلاف انتظارم خیلی راحت خوابیدم با خودم پتو برده بودم با یک فعالیت عمرانی واسه خودم تخت درست کردم به ارتفاع  نیم میلیمتر!!!!!
صبح با بوی نهون گرمو کره عسل و البته از فرط یخ زدگی از خواب بیدار شدیم
رفتیم  رامسر تمام اون محوطه برام خاطره بود اون خیابون باریک کاخ شاه  اون برج نیمه تمامی که حالا دیگه تمام  شده بود
اون پارکی که همیشه اونجا  بین راه نهار میخوردیم پله های هتل قدیمی رامسر
دلم میخواست برم سمت گیلان
امروز تو مدرسه همه خواب بودیم   هفته بعد هم که باید بریم نمایشگاه کتاب همیشه اونجا بهم بیشتر خوش میگذره
البته امسال که اصلا معلوم نیست چی به چیه
 
 
 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 23:27  توسط آیدا  | 

تاريخچه ارتز و پروتز در دنيا



استفاده از ارتز تاريخچه اي طولاني دارد و بدون ترديد استفاده از آن براي اولين بار در شكستگي ها بوده اسست .در حفاري هاي صحراي نوبه ( واقع در حبشه ) بريسهايي براي بي حركتي شكستگي ها يافت شده است .در موميايي هاي سلسله پنجم( 1625 تا 2750) قبل از ميلادمسيح آتلهايي وجود داشته كه به اندام بسته و همراه با لباسهاي تدفين .دفن شده بودند .

استفاده از اندامهاي مصنوعي در يونان باستان به قرن 5 قبل از ميلاد مسيح مي رسد . در نقاشي هاي باستاني پاهاي قطع شده اي حكاكي شده است كه نشان از ساخت اندامهاي مصنوعي و تاريخچه آمپوتاسيون ( قطع عضو ) دارد .

بقراط نيز دزر اصول طب بقراطي مسئله جااندازي و ثابت سازي شكستگي ها را مطرح نموده است (370 قبل از ميلاد ) . او تاكيد كرده است كه در ثابت سازي شكستگي اسپلينت بايد دو مفصل بالا و پائين ناحيه شكستگي را در بربگيرد . همچنين وي يادآور شده است كه استفاده از اسپلينت نبايد روي برجستگي هاي استخواني فشار وارد نمايد .



گالن (131- 201 بعد از ميلاد ) شايد اولين كسي بود كه براي درمان اسكوليوز و كايفوز از بريس دايناميك استفاده نمود . او يك نوع ژاكت سينه اي براي كنترل راستاي انبساط قفسه سينه ساخت و علاوه بر استفاده از بريس به تمرين درماني و تمرينات تنفسي نيز توجه داشت .

در قرن 12 ميلادي استفاده از بريس به عنوان يك بخش مهم از دانش پزشكي مورد توجه قرار گرفت و اصولي براي ساخت و طراحي بريسها ارائه شد . در اين زمان انواع بريسهاي چوبي و فلزي براي درمان ناهنجاري ستون مهره اي و اندام ها بكار مي رفت .

آمبروز پاره در قرن 16 ميلادي كتابي را به معرفي انواع بريس و پروتز اختصاص داد . در اين كتاب او انواع كرستهاي ستون فقرات بريسهاي شكستگي و همچنين كفشهاي ویژه براي اصلاح دفورميتي هاي پاچنبري را مطرح نمود .

گلسون از دانشگاه كمبريج در قرن 17 ميلادي مطالبي راجع به راشيتيسم و استفاده از بريسهاي اصلاح كننده در درمان اين بيماري نوشت .وي بر استفاده از بريسهاي اصلاح كننده دفورميتي مانند زانو كماني تاكيد فراوان داشت .

هرگون توماس نام بهترين سازنده اسپلينتهاي شكستگي است . همچنين نام وي بر روي چندين وسيله كمكي نيز نهاده شده است .مانند پاشنه توماس

در قرن 18 نيكلاس آندره از دانشگاه پاريس تاريخ بريس را كامل نمود . او تمامي انرژي خود را بر اي پيشگيري از دفورميتي ها صرف نمود .او براي هر نوع دفورميتي بريس خاصي را مورد استفاده قرار داد و اين " آندره " بود كه

كلمه "ارتوپديا " را به عنوان يك اصطلاح پزشكي رواج داد . ارتوپديا از دو كلمه يوناني ارتوز به معني راست كردن و پديوس به معني بچه ساخته شده است .

در قرن 19 ميلادي ارتباط بين جراحان و سازندگان بريس به قدري نزديك بود كه پرسنل سازنده بريس بخشي از اعضاي هر مركزجراحي ارتوپدي محسوب مي شدند . به واسطه همين نزديكي وازه مكانوسرجري در مورد متخصصان ارتوپدي فني رواج يافت .

و بالاخره در قرن 20 ميلادي با پيشرفت تكنولوژي مدرن اين صنعت نيز دچار تحولات شگرفي شد چنانچه امروزه بزرگترين مراكز سازنده وسايل ارتوپدي فني صنايع ديگر را به خدمت خود فرا خواندهاند و هر روز طرحي جديد و سبك زيبا و موثر را در زمينه

ارتوپدي فني ارائه مي دهند.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 20:59  توسط آیدا  |